اکنون صنعت تایر نیز در حال تجربه مرحله جدیدی از این تحول است. شرکت Michelin اعلام کرده از فناوری شناسایی فرکانس رادیویی یا RFID در محصولات خود استفاده میکند؛ فناوریای که به هر تایر یک هویت دیجیتال منحصربهفرد میدهد و امکان ردیابی آن را در طول چرخه عمر فراهم میسازد.
ورود RFID به تایرها باعث شده پرسشهای زیادی در میان مصرفکنندگان مطرح شود. آیا این فناوری به معنای ردیابی رانندگان است؟ آیا تایرها قادر خواهند بود اطلاعات رفتاری خودرو یا مالک آن را ذخیره کنند؟ پاسخ میشلن به این پرسشها منفی است. این شرکت تاکید میکند هدف فناوری جدید، شناسایی و مدیریت خود تایر است و نه ردیابی افراد یا خودروها.
بر اساس توضیحات منتشرشده، میشلن یک تراشه به همراه آنتن RFID را میان لایههای حفاظتی لاستیک قرار میدهد و این مجموعه در فرآیند تولید داخل ساختار تایر تثبیت میشود. هر تراشه شامل یک شناسه اختصاصی است که از سه بخش تشکیل شده: شناسه سازنده، کد محصول و شماره سریال منحصربهفرد. این اطلاعات پس از ثبت و برنامهریزی، قفل میشوند و در طول عمر تایر بدون تغییر باقی میمانند.
در عمل، این شناسه دیجیتال باعث میشود هر تایر مانند یک محصول دارای شناسنامه مستقل عمل کند. به کمک این فناوری میتوان اطلاعاتی مانند برند، مشخصات محصول، سایز تایر و سوابق مختلف آن را به سادگی شناسایی کرد. این قابلیت به ویژه برای تولیدکنندگان، شبکه توزیع، مراکز خدماتی و بازیافتکنندگان اهمیت زیادی دارد.
یکی از مهمترین کاربردهای RFID در حوزه مدیریت زنجیرهتامین دیده میشود. تولیدکنندگان تایر سالانه میلیونها حلقه تایر در کارخانههای مختلف تولید میکنند و کنترل دقیق جابهجایی این محصولات همواره چالشبرانگیز بوده است. وجود شناسه دیجیتال به شرکتها اجازه میدهد مسیر هر تایر را از لحظه تولید تا تحویل به مشتری نهایی دنبال کنند. این موضوع میتواند دقت کنترل کیفیت را افزایش داده و مدیریت موجودی را بهبود بخشد.
علاوهبر این،RFID میتواند در خدمات پس از فروش نیز نقش مهمی ایفا کند. هنگامی که تایر برای تعمیر، تعویض یا بازدید فنی به مراکز خدماتی مراجعه میکند، اطلاعات آن به سرعت قابل شناسایی خواهد بود. چنین قابلیتی فرآیند مدیریت گارانتی، ثبت سوابق سرویس و حتی فراخوانهای احتمالی را سادهتر میکند.
با این حال، مهمترین نگرانی کاربران به موضوع حریم خصوصی مربوط میشود. بسیاری از مصرفکنندگان تصور میکنند وجود تراشه در تایر به معنای امکان ردیابی دائمی خودرو است. اما فناوری مورد استفاده میشلن ماهیت متفاوتی دارد. تراشه RFID به کاررفته در این تایرها از نوع غیرفعال یا Passive است و هیچ باتری داخلی ندارد. در واقع تراشه تنها زمانی فعال میشود که یک دستگاه خوانشگر در فاصله مناسب قرار گیرد و امواج رادیویی لازم را ارسال کند.
طبق توضیحات ارائهشده از سوی NHTSA، تراشههای RFID غیرفعال انرژی مورد نیاز خود را از امواج رادیویی دستگاه خوانشگر دریافت میکنند و فقط در همان لحظه اطلاعات ذخیرهشده را بازمیگردانند. بههمین دلیل، تایر قادر نیست بهصورت مستقل سیگنال ارسال کرده یا اطلاعات مکانی خودرو را مخابره کند.
این موضوع تفاوت مهمی میان RFID و حسگرهای پیشرفته تایر ایجاد میکند. امروزه برخی شرکتها سامانههایی را توسعه دادهاند که فشار باد، دما یا حتی شرایط سطح جاده را اندازهگیری میکنند، اما میشلن تاکید دارد حسگرهای واقعی تایر تجهیزات جداگانهای هستند و معمولا از فناوریهایی مانند Bluetooth Low Energy استفاده میکنند. وجود RFID به تنهایی به معنای قابلیت اندازهگیری فشار باد، دمای تایر یا میزان سایش آج نیست.
نکته مهم دیگر بهحوزه بازیافت مربوط میشود. صنعت تایر در سالهای اخیر توجه ویژهای به اقتصاد چرخشی و مدیریت پسماند نشان داده است. وجود شناسه دیجیتال روی تایرها میتواند فرآیند تفکیک، بازیافت و مدیریت چرخه عمر محصول را بهبود بخشد. بهبیان دیگر، هر حلقه تایر از زمان خروج از کارخانه تا زمان بازیافت، هویت مشخصی خواهد داشت.
کارشناسان معتقدند فناوری RFID میتواند در سالهای آینده به یکی از استانداردهای رایج صنعت تایر تبدیل شود. مزایایی مانند رهگیری دقیق محصول، بهبود کنترل کیفیت، افزایش شفافیت زنجیرهتامین و تسهیل بازیافت باعث شده تولیدکنندگان بزرگ توجه ویژهای به این فناوری نشان دهند. درنتیجه، تایرها نیز مانند بسیاری از قطعات دیگر خودرو در حال تبدیل شدن به اجزایی هوشمندتر و قابل ردیابیتر هستند.
درنهایت، آنچه میشلن معرفی کرده را نباید یک ابزار جاسوسی یا سامانه ردیابی رانندگان دانست. RFID درواقع گامی در مسیر دیجیتالی شدن صنعت تایر است؛ فناوریای که بیش از آنکه مالک خودرو را زیر نظر بگیرد، به تولیدکنندگان کمک میکند چرخه حیات محصول را بهتر مدیریت کنند. همین رویکرد میتواند آینده صنعت تایر را به سمت شفافیت بیشتر، مدیریت دقیقتر و بهرهوری بالاتر هدایت کند.
